عشق بیرون رفتن

کیانای عزیز عاشق بیرون رفتن از خانه است هر وقت مرا لباس پوشیده وعازم خروج از خانه می بیند میگوید :منم میام .ومن بسیار دوست دارم که دست در دستش خیابان بروم .گاهی دوست دارد خودش برود ولی سر کوچه ها محتاط است .که لذت می برم.

تمام شعرهایی که موقع خواب یا در بیداری می خوانم برای کورش یا وقتی دوست دارد طرف توجه خندهباشد بدون غلط میخواند ومرا خوشحال می کند.خنده

/ 5 نظر / 12 بازدید
پرستووو

[قلب][گل]... آدم یه مادربزرگ مهربون مثل شما داشته باشه نخواد باهاش بره بیرون ؟

خاله روناك

اي ول مامان بتول. دوست داريم. شما خيلي باحالي. گوگوش تو اين كليپ آخرش نوه اش هم يه كم بازي مي كنه. داشتم فكر مي كردم خيلي باحاله آدم مامان بزرگش گوگوش باشه. اما الان به نظرم از اون باحال تر اينه كه آدم مامان بزرگش بتول جون باشه. دستت طلا بتول جون. ايشالله صد و بيست ساله بشي و براي نتيجه هات هم وبلاگ بزني. منظورم بچه هاي نارگل بود[چشمک] [قلب][ماچ]

عمه نوشین

منم میام![لبخند]