مادر بزرگ تنبل

مدتی است که تنبل شده ام وننوشته ام کیانا و کورش بزرگتر شده اند .

   خوشبختانه مهد تعطیل شده ودر خانه با دنیا که خانم خوبیست می مانند همچنان کورش به محض کوچکترین خطا از کیانا کتک می خورد.

   حالا چون ماه رمضان است کمتر اجازه آمدن به خانه مادر بزرگ را دارند ولی به خاطر جوجه هایی که در حیاط است خود را می رسانند وهر روز کیانا به محض امدن می گوید می خواهم اینجا بخوابم البته به محض روشن شدن چراغ در سحر بیدار می شود و اذیت می کند.در طول روز هم می گوید بیا با هم غذا بخوریم.

/ 2 نظر / 8 بازدید
ننه نارگلی و نگار

سلام مامان بتول رسیدن به خیر خداییش به شما افتخار می کنم. امیدوارم کیانا خانوم باهوش و زرنگ ما حالا که تو خونه است آرامش بیشتری داشته باشه . [قلب]

مامان کیمیا

سلام بتول جون.شما خیلی هم مادربزرگ زرنگی هستید .[قلب]امیدوارم سالهای سال سلامت و سرزنده و شاد باشید.می بوسمتون.[ماچ][ماچ][ماچ]