تیز بینی کیانا

کیانا را به خاطر سرماخوردگی ودرد گوش دکتر برده بودند.

دکتر گفته بود :نباید با شیشه شیر بخورد چون پشت پرده گوشش می رود "
وکیانا قول داده بود ولی شب بهانه گرفته وسحر زنگ تلفن را به صدا در اورده  و وانمود کرده بود که با دکتر حرف  میزند وبه کیانا گفته بود اقای دکتر گفته کیانا قول داده!بعد از دقایقی کیانا گوشی را برداشته با همان فیگور مامان با دکتر حرف زده واجازه خوردن شیر را با شیشه گرفته بود.(هوش وذکاوت را دارید!)خندهخندهخنده

جای شما خالی دیشب هم چترش را در اتاقم باز کرد وخوابید.

کورش عزیز دندان در میاورد وکمی ناارام است و باهرکس که لباس پوشیده باشد می خواهد بیرون برود.

 

/ 6 نظر / 13 بازدید
یک وبلاگ نویس

:>__<|:"- در تاريكي بي آغاز و پايان دري در روشني انتظارم روييد. خودم را در پس در تنها نهادم و به درون رفتم: اتاقي بي روزن تهي نگاهم را پر كرد. سايه اي در من فرود آمد و همه شباهتم را در ناشناسي خود گم كرد. پس من كجا بودم؟ شايد زندگي ام در جاي گمشده اي نوسان داشت و من انعكاسي بودم كه بيخودانه همه خلوت ها را بهم مي زد در پايان همه روياها در سايه بهتي فرو مي رفت. سروده : سهراب سپهری <_-.

مامان دیبا و پرند

سلام خاله خانوl آخه مگه میشه سر این خانوم گل کلاه گذاشت. امیدوارم زودتر حال هر دوشون خوب بشه و با شادی و نشاطشون خنده به لبهامون بیارن.[قلب]

ننه نارگلی و نگار

سلام مامان بتول ای فسقلی[بغل] الان نمیشه سرش کلاه گذاشت بزرگ بشه چی کار باید بکنیم؟؟؟به امیر بگین از هوشش استفاده کنه ... چون هیچ کس مثل خودش نیست

شمیم

ما که این یادداشت را صد بار خواندیم! پس یادداشت جدید چی شد؟

عمه نوشین

کیانا جون عمه دیشب زنگ زدی گفتی که پنجشنبه بیایم تولدت. خیلی کیف کردم از شنیدن صدات. واقعا دلم می خواد بیام ...