Lilypie Third Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers  
 
 
سرکشی
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٤  

       روز پنجشنبه نوشین و شمیم همراه دوستشان آقای مختاری نویسنده و فیلمساز قزوین آمده بودند . طبق معمول بچه ها آمدند کورش روی کول شمیم و کیانا کول نوشین سوار شدند و اجازه صحبت کردن به کسی را ندادند. من هم متاسفانه پا درد داشتم و نوشین سعی می کرد کمک کند ولی زهی خیال باطل.

   با بزرگ شدن بچه ها کنترلشان از دستم خارج شده البته هر کدام به تنهایی آرام وسر براه ترند نکته جالب اینکه هر چه کیانا میگه کورش بدون چون وچرا اجرا می کنه بدین ترتیب  خواسته های غیر معقولش  را انجام میده و

      کورش طبق گفته اش می خواهد ماشینی بخرد من و خودش جلو بشینیم و مامان و باباش عبق .دایما از تفنگ صحبت می کند و کشتن کسانی که اذیت می کنند و شکار حیوانات.

   باید خیاطی را دور از چشم کیانا انجام دهم زیرا در همه کاری دخالت می کنه و خطرناکه  .یک بار موقع خیاطی پاشو روی پدال گذاشت و خطر بزرگی ازم گذشت و تازه گله داره که به من خیاطی یاد نمی دی