Lilypie Third Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers  
 
 
یاد گرفتن فحش جدید
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۱  

با سلام واینکه مادر بزرگ تنبلی در نوشتن هستم .راستش را بخواهید چون حرفها وکارهاییکه باعث شگفتی می شود ممکن  است دلیل  بربی تربیتی بچه ها فرض شود گاهی  مرااز نوشتن باز میدارد.

کلمات جدیدی که کیانا یاد گرفته (بمیری وزهر مار است ).چند روز قبل که به خونه همسایه (اقای شاهی) رفته بود به خانم شاهی گفته بود بمیری وقتی اقای شاهی گفته بود اگر بمیرد من تنهایی نمی توانم غذا بپزم کیانا گفته :کاری ندارد شب برو پارک و یک خانم مربی پیدا کن!(هر خانمی که مقنعه بزند خانم مربی است).

شبی سحر جون برای اینکه کورش را بخواباند خانمی را فرستاد پایین به محض رسیدن گفت بریم بخوابیم چون مشغول کار بودم قرار شد روی کاناپه بخوابد تا قصهء جدید بگویم خلاضه انچه می دانستم گفتم ولی نخوابیدوشروع کرد روی مبل بالا وپایین پریدن چند بار تذکر دادم ولی موثر واقع نشد وبالاخره افتاد  دردش آمد ولی غرورش اجازه گریه کردن نداد گفتم دیگه برو خونتون چون به حرفم گوش نکردی؟ کمی مکث کرد وبا بغض گفت :ایشالله تو بمیری واین خونه مال من بشه تعجبتعجبالله اکبر از این بچه ها اگر قدیمیها بودند می گفتند:این حرف بچه نیست کاشکی بودند ومی دیدند که پدر مادر ها باید ازبچه ها یاد بگیرند.خلاصه من که خودمو کنترل کرده بودم به محض رفتن کیانا با صدای بلند خندیدم.

واما کورش عزیزم که مظلوم واقع شده وبا اینکه کتک می خورد ولی طاقت دوری کیانا را ندارد.