Lilypie Third Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers  
 
 
احساس مالکیت
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  

 

فاطی جون (خانم برادرم) به خانه ما آمده بود.کیانا که جند روز بود منو ندیده بود,

به محض دیدنش گفت: برو خونتون ! که گفتم:دوست من است ودوستش دارم بعد از کمی فکر رو به فاطی جون کرد و گفت:مگه خونتون خراب شده که اینجا آمدی؟از خود راضیاز خود راضیاز خود راضی

کورش نرم و لطیفم هم چنان بی سر وصدا مشغول شیطنت است .

روز چهارشنبه ١١ اسفند در مهد کودک برای کورش تولد گرفته بودند که آقای عمویی هم با ساز تولد ما را همراهی می کرد البته اسما تولد کورش و رسما تولد کیانا زیرا در تمام مدت وسط بود و ابراز وجود می کرد. کورش تا مدتی خواب بود به محض بیدار شدن مقداری از کیک را با انگشت در دهان گذاشتبغل

کیانای وروجک پس از فوت کردن شمع یکی از شمع ها را برداشت و با آن رقص چاقو کردماچ