Lilypie Third Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers  
 
 
کراوات کیانا
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٩  

 

دیروز عصر امیر گفت:شب عروسی دعوت داریم کورش پیش شما باشد.(البته وقتی هر دو را از مهد اورده بود )کیانا گفت من هم می مانم به هر صورت مدتی با عمه نوشین و شمیم بازی کردند که تقریبا اجازه نمی داد کورش مورد توجه قرار گیرد.القصه وقتی امیر را آماده رفتن دید قبول کرد لباس بپوشد.

       جالب اینکه روی لباسش کراوات زده بود که تاروی زانوهایش می رسید !! (با تقلید از پدر)خندهخنده

     با رفتن کیانا کورش دور گرفت و با عمه و شمیم ساعتها بازی کرد واز بغل شمیم بغل من هم نمیامد !!ودر اخر بغل شمیم خواب رفت.

   ضبح با در زدن کیانا خانم همگی از خواب بیدار شدیم.تعجب