Lilypie Third Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers  
 
 
تولد کورش 12/12/89
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  

شب جمعه تولدکورش بود.اقای عمویی (ارگ زن مهد)امده بود .کلی مجلس را گرم کرد.کیانا با اینکه ظهر هم نخوابیده بود تا ساعت ٢ شب بیدار بود وخوش اخلاق.با لباس خوشگل وهمه برای او هم کادو اورده بودند(از ترسشان).تقریبا همه امده بودند(رامین-لیلا--نارکل -نگار-رحیم دایی -فاطی جون -سروناز -پریناز-شمیم -نوشین -شهلا-ودوستانشان).

بعد هم پایین امد وگفت میخواهم پیش نار گل بخوابم وخوابید صبح با خوابی که دیده بود همه را بیدار کرد وخودش تا ساعت ده خوابید.

کورش هم تمام مدت بغل شمیم بود وخوشحالی میکرد.



 
احساس مالکیت
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  

 

فاطی جون (خانم برادرم) به خانه ما آمده بود.کیانا که جند روز بود منو ندیده بود,

به محض دیدنش گفت: برو خونتون ! که گفتم:دوست من است ودوستش دارم بعد از کمی فکر رو به فاطی جون کرد و گفت:مگه خونتون خراب شده که اینجا آمدی؟از خود راضیاز خود راضیاز خود راضی

کورش نرم و لطیفم هم چنان بی سر وصدا مشغول شیطنت است .

روز چهارشنبه ١١ اسفند در مهد کودک برای کورش تولد گرفته بودند که آقای عمویی هم با ساز تولد ما را همراهی می کرد البته اسما تولد کورش و رسما تولد کیانا زیرا در تمام مدت وسط بود و ابراز وجود می کرد. کورش تا مدتی خواب بود به محض بیدار شدن مقداری از کیک را با انگشت در دهان گذاشتبغل

کیانای وروجک پس از فوت کردن شمع یکی از شمع ها را برداشت و با آن رقص چاقو کردماچ

 

 

 



 
تیز بینی کیانا
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  

کیانا را به خاطر سرماخوردگی ودرد گوش دکتر برده بودند.

دکتر گفته بود :نباید با شیشه شیر بخورد چون پشت پرده گوشش می رود "
وکیانا قول داده بود ولی شب بهانه گرفته وسحر زنگ تلفن را به صدا در اورده  و وانمود کرده بود که با دکتر حرف  میزند وبه کیانا گفته بود اقای دکتر گفته کیانا قول داده!بعد از دقایقی کیانا گوشی را برداشته با همان فیگور مامان با دکتر حرف زده واجازه خوردن شیر را با شیشه گرفته بود.(هوش وذکاوت را دارید!)خندهخندهخنده

جای شما خالی دیشب هم چترش را در اتاقم باز کرد وخوابید.

کورش عزیز دندان در میاورد وکمی ناارام است و باهرکس که لباس پوشیده باشد می خواهد بیرون برود.